۱۳۸۷/۱۲/۰۵

«عشق و دیگر هیچ»

«لیر» عملاً می‌خواهد عشق دخترانش را در کفه‌ی ترازو بگذارد تا ببیند کدام وزین‌تر است. با توجه به اهمیت خاصی که شکسپیر برای عشق بی آلایش انسانی قایل است، او حماقت و خامی لیر را در این مورد به نمایش می‌گذارد. عشق پاک و واقعی به زبان نمی‌گنجد؛ چنان که «کردلیا» وقتی به سخنان ریاکارانه‌ی خواهرانش گوش می‌دهد، با دستپاچگی از خود می‌پرسد: «آه... چه کاری از کردلیا ساخته است؟ هیچ! مگر مهر ورزیدن و دم فروبستن». و کمی بعد با خود می‌گوید: «محبتم...
ادامه مطلب

۱۳۸۷/۱۱/۲۱

«مصدق؛ فاطمی یا خاتمی»

«اگر با نیروهای دموکراتیک و ملی‌گرا همکاری می‌کردید، نام شما می‌توانست در تاریخ به عنوان یک پادشاه مردمی ثبت شود». این جمله را دکتر مصدق خطاب به شاه سابق گفت. در نخستین دیدار آن دو پس از استعفای قوام از مقام نخست وزیری و بازگشت دوباره‌ی مصدق به این سِمت. مصدق در همان دیدار، به شاه اطمینان داد که با بقای سلطنتش– و نه حکومت او- مخالفتی ندارد؛ «مشروط بر آنکه شاه نیز به برتری دولتِ برگزیده‌ی ملت گردن نهد». اما شاه سابق، به تعبیر سعدی...
ادامه مطلب

«وقتی من سرباز بودم (2)؛ دوران خوش آموزشی»

درب پادگان (که 20-15 دقیقه بیشتر با خانه‌مان فاصله ندارد) از ماشین پیاده می‌شوم. مادرم اشک از چشمانش سرازیر است. گویی عازم خط مقدم جبهه هستم! به هر زحمتی شده خداحافظی می‌کنم و به افرادی که مقابل در ایستاده و منتظر هستند می‌پیوندم. همان بیرون همه را به اصطلاح به خط می‌کنند؛ یعنی در صف و ستون قرار می‌دهند. بشین-پاشو هم از همین جا شروع می‌شود....
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 نمای نزدیک.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده