مرد، از جيب خود سكهاي خارج ميكند و در دست فردي كه چهره پوشيده و شمشيري در دست ديگر دارد ميگذارد؛ به آرامي به او ميگويد: نگران نباش، چرا كه مرا به ديدار خالقم ميفرستي... شمشير بالا ميرود و با شتاب، پايين ميآيد... و بدين ترتيب، تامس مور، که به راحتی میتوانست مقام صدراعظمی خود را حفظ کند، سرش را بر سر ايمان و عقيدهاش ميگذارد اما تسلیم خواسته هنري هشتم نمیشود. وي، اگرچه در يك شبه دادگاه به اشد مجازات –مرگ- محكوم شد،...